مقدمه :

در هیچ زمان شکوه شعرعربی به پایة عصر عباسی نرسیده است. در آن دوران که بیش از پانصد سال به طول انجامید شعر عربی آیینة تمدن و فرهنگ اسلام و مظهر اعجاز کلام و جامع مآثر عرب و مبلغ قدرت خلافت بود. ادبیات و ذوق و حکمت و حماسه و عرفان همه ملل مسلمان را در خود جذب و ذوب کرد و سرمشق شعر اسلام در هر کشور و زبان شد. می توان گفت اگر شاعرانی امثال کمیت اسدی (ف ۱۲۶/۷۴۴) و بشاربن برد (ف ۱۶۷/۷۸۴) و سید اسماعیل حمیری (ف ۱۷۳/۷۸۹) و ابو فراس (ف ۱۹۸/۸۱۴) و ابو تمام (ف ۲۳۱/۸۶۴) و بحتری (ف ۲۸۴/۸۹۸) و متنبی (ف۳۵۴/۹۶۵) و ابوفراس (ف ۳۵۷/۹۶۸) و ابوالعلاء معری (ف ۴۴۹/۱۰۵۷) ۰۰۰ نبودند نه تنها شعر عربی به این مقام نمی رسید بلکه شعر فارسی و ترکی و هندوستانی (اردو) و سایر بلاد اسلامی نیز تا این حد جامع و پر مایه نمی گشت.

اما پس از سقوط بغداد (۶۵۶/۱۲۵۸) و انتهای عصر استقلال و خلافت، شعر عربی نیز پیشتازی و شکوفایی خود را از دست داد و به حال رکود و انجماد درآمد و لااقل تا مدت ششصد سال هیچ جنبش و تحول محسوسی در آن پیدا نشد. در این مدت استعارات و مجازات و کنایات و امثال و قوافی و صنایع و تراکیب گذشته مکرر می شود و مقاصد عمدة شعر در اطراف مدح و رثاء و هجاء و وصف و تغزل و تاریخ سازی و وقوع گویی و نمایش سخنوری و تصوف و اخلاقیات و مذهبیات۰۰۰ دور می زد. عربها در زیر سلطة مغولان و صلیبیان و ترکان عثمانی روح مناعت و صلابت را به سازشکاری بدل کردند. زبان عربی در سایة «عجمه» قرار گرفت و لغت قرآن به لهجه های محلی شکسته و مخلوط مبدل گردید تا جایی که عامة عربها در فهم عربی فصیح عاجز ماندند و لهجة یک کشور عربی در کشور عربی دیگر مفهوم نبود.

از آغاز قرن نوزدهم تغییرات بنیادی در زندگی سیاسی و فرهنگی عرب پیدا شد. بعد از آنکه ناپلئون مصر را گشود (۱۸۹۸-۱۸۹۹) و زبان و فرهنگ فرانسه در مصر و بعد خاورمیانه به عنوان زبان علم و تمدن جدید- شروع به پیشرفت نمود، عربها از فرهنگ اروپایی استقبال کردند و راه سفر فرنگ به روی ایشان باز شد. به تشویق دولتهای عرب، جوانان مستعد برای تحصیل به اروپا اعزام شدند، مدارس اروپایی گشوده شد، هیأتهای تبشیری مسیحی همه جا بیمارستان و مدرسه دایر کردند، مطبوعات با سبک و مطالب و گاه به زبانهای غربی منتشر گردید، نهضت ترجمه و توسعة صنعت چاپ مبدأ تحول و تجدد ادبی شد، مجامع ادبی و لغوی و علمی و هنری و باستانشناسی و فرهنگستانهای گوناگون با همکاری اروپاییان آغاز به کار کرد۰۰۰ و دیری نگذشت که در مصر و خاورمیانه زبان و فرهنگ عربی نه تنها صبغة اروپایی گرفت بلکه تحت الشعاع آن گردید. در این نهضت سهم مسیحیان عرب که برای نخستین بار فضای بازی را پیش روی خود دیدند فراموش نشدنی است.

بعد از آنکه محمد علی پاشا (ف ۱۸۴۹) دولت خدیوی مصر را تأسیس کرد گرایش عربها به غرب شتاب گرفت و آثار تجدد در کلیة شؤون زندگی مصریان از جمله در شعر ایشان آشکار شد. شاعران مصری و بعد سوریایی و لبنانی و فلسطینی که از سانسور سنن کهنه رها شده بودند و اندیشه های نو و افکار سیاسی و مطالب نو ظهور ادبی را تجربه می کردند به سبکها و مضامین اروپایی روی آوردند و اندیشه هایی مانند آزادی و استقلال و مساوات و تجدد و تساوی حقوق زن و مرد و آزادی زنان و سبکهای رمانتیسم و کلاسیسیسم و سمبولیسم، رئالیسم ۰۰۰ در شعر شان پیدا شد.

بعد از شکست های عرب از اسرائیل موج تازه ای در شعر آزاد خاورمیانه و کشورهای عربی پیدا شد.

اگر نو پردازان مهجر- که در نیمة اول قرن بیستم به آمریکا هجرت کردند- مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰) و جبران خلیل جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱) از غربت شکوه داشتند و شاعران دهة‌ چهل و پنجاه دنبال چاره و تسلی بودند، شعرای دهة پنجاه به بعد که ضربه های سنگین جنگ جهانی دوم و جنگهای داخلی و کشمکشهای مذهبی و فرقه ای و کودتاها و شکستهای پیاپی را تجربه کرده اند در خانه خود غریبند و از درماندگی می نالند و به رهبران نالایق و خائن نفرین می فرستند.

 دانلود