حرف ربط
حرف ربط ۳
از دید ساختار ۴
از دید کارکرد ۴
انواع دیگر ۵
حرف ربط ۵
کلمه ی ” تا ” ۵
که ۷
چه ۸
را ۹
منابع ۱۰
مقدمه:
حرف کلمه اى است که معنى جداگانه اى ندارد، بلکهمفهومى را در پیوند با کلمات دیگر پدید مى آورد.
انواع حرف از نظر کارکرد
حرف ربط
میان کلمات یا گروه کلمات پیوندایجاد مى کند.
علی و محمد را در مدرسه دیدم.( علی – محمد: مفعول، و حرفربط)
ساده
از یک تکواژ ساخته شده اند و قابلتجزیه نیستند.
و، اگر، تا، پس، زیرا، که، مگر، نیز، ولى، یا، چون، نه،هم.
مرکّب
مجموعه ای از دو یا چند واژهستند.
آن گاه، ازاین رو، اگرچه، بااین که، بلکه، بنابراین، تاجایى که،هرچند،همان که، چنانچه.
حرف اضافه
میان کلمات یا گروه کلماتوابستگى برقرار مى سازد.این حروف معمولا کلمه یا گروهی از کلمات را به فعل نسبت میدهد.
با اتوبوس از خانه به مدرسه رفتم.
ساده
از یک تکواژ ساخته شده است.
از، با، بر، براى، به، بى، تا، جز، در، چون.
مرکّب
مجموعه از دو یا چند واژاست.
از براىِ، غیر از، علاوه بر، راجع به، درباره، از روى، همانندِ.
حرف نشانه
نشان مى دهد که کلمه داراى چهنقشى در جمله است.
مثل:الف در خدایا (نقش منادا)
علی را دیدم.( را نشانه مفعول)
برخى از حروف گاه حرف ربطند و گاه حرف اضافه.
به اینمثالها توجه کنید:
ـ تا: این حرف اگر نشان دهنده دلیل چیزى یا کارى باشد،حرف ربط است.
مثال: «پیامبر مشتاق و بیتاب به خانه آمد تا اوّلین فرزند فاطمهرا ببیند.»
و اگر پایان چیزى یا کارى را نشان دهد، حرف اضافه است.
ـ چون: این حرف اگر دلیل یا شرط را نشان دهد، حرف ربط است: «غروب من چوندرست بنگرى، طلوع من است.»
و اگر براى مثال آورى باشد، حرف اضافه است: «انسان هایى چون على هرگز تکرار نمى شوند.»~~
حرف ربط:
حَرف رَبط یا پیوندواژه واژهای است که دو عبارت یا دو واژه را به یکدیگر پیوند دهد و از جهت ساختار بر دو گونهاست: مفرد و مرکب
از دید ساختار
حروف ربط مفرد: نمونهها: و، یا، پس، اگر، نه، چون، چه، تا، اما، باری، پس، خواه، زیرا، که، لیکن، نیز، ولی، هم.
حروف ربط مرکب مجموعهای از دو یا چند واژهاست که معمولاً یکی از آنها حرف ربط یا حرف اضافه سادهاست و اغلب علاوه براین که کار حرف ربط را انجام میدهند نقش قیدی هم دارند: نمونهها: چون که، چندان که، زیرا که، همین که، همان که، بلکه، چنانچه، چنان که، تا اینکه.[۲]، آنجا که، آن گاه که، از آنجا که، از آنکه، از این روی، از بس، از بس که، از بهر آنکه، اکنون که، اگر چه، اگر چنانچه، الا اینکه، با این حال، با اینکه، با وجود این، بس که، به شرط آنکه.[۳]